دانشکده پرستاری، مامایی وبهداشت

در جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان مطرح شد: خاطرات محمود دعایی از آیت‌الله هاشمی؛ ماجرای نامه پرازمهر امام به هاشمی در ماجرای تاسیس مدرسه رفاه چه بود

۰۸ بهمن ۱۳۹۵ | ۱۹:۱۹ کد : ۶۴۲۸ اخبار واحد
تعداد بازدید:۵۹
در جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان مطرح شد:  خاطرات محمود دعایی از آیت‌الله هاشمی؛ ماجرای نامه پرازمهر امام به هاشمی در ماجرای تاسیس مدرسه رفاه چه بود

جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان دیروز با حضور دکتر حمید میرزاده، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، حجت‌الاسلام مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس‌جمهور، حجت‌الاسلام محمود دعایی، محمدمهدی زاهدی، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و اعضای دیگر این هیات برگزار شد.

به گزارش اداره روابط عمومی واحد کرمان به نقل از خبرگزاری آنا، حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی در نشست هیات امنای دانشگاه‌ آزاد اسلامی استان کرمان گفت: «در دهه 50 آیت‌الله هاشمی پیش‌بینی می‌کردند که سکان اداره کشور به دست روحانیت می‌افتد. ایشان برای برنامه‌ریزی در سطوح مختلف به آموزش نسوان نیز اهمیت می‌دادند، آن چنان که در دهه 40 مدرسه رفاه را پی‌ریزی کردند و در پی آن عده‌ای از روحانیون که باز فکر نمی‌کردند و نوعی عقب‌مانده بودند به امام نامه نوشتند که علاقه‌مندان شما وجوهات را در مدارس دخترانه هزینه می‌کنند. امام پاسخ دادند که وجوه شرعیه در این مسیر صرف نشود. وقتی که آیت‌الله هاشمی متوجه این موضوع شدند از طریق آقای علمدار نامه‌ای به امام نوشتند و انگیزه‌های خود را توضیح دادند؛ پس از اینکه امام دریافتند که واقعیت ماجرا چیست در پاسخ به آیت‌الله هاشمی نامه‌ای پر از مهر نگاشتند و گفتند «اگر می‌دانستم که موضوع این چنین است مخالفت نمی‌کردم، از توضیحات شما متشکرم، آن پاسخی را که به آن آقا دادم بگویید منتشر نشود».»

نماینده ولی فقیه در استان کرمان گفت:‌ «همچنین به یاد دارم که آیت‌الله هاشمی برای بررسی وضع اپوزیسیون مذهبی به خارج از کشور سفر کرده بودند. از آمریکا نیز شروع کردند. بحث‌های مفصل با اپوزیسیون‌ها و تشکل‌های مذهبی داشتند، بسیاری از آنها اعتقاد داشتند که آقای هاشمی نیروی بسیار تاثیرگذاری است و بهتر است در خارج بماند.»

دعایی ادامه داد: «اما آیت‌الله هاشمی این پیشنهاد را نپذیرفتند و به کشورهای دیگری مانند سوریه و عراق رفتند. زمانی که به عراق آمدند من همراه ایشان بودم. به منزل حاج آقا مصطفی رفتیم و جلسه‌ای با امام در آنجا داشتیم. وقتی آقای هاشمی با امام مواجه شدند شدیدا گریه کردند و امام ایشان را به گرمی بوسیدند. آقای هاشمی از تشکل‌های مذهبی در خارج از کشور گزارش مفصلی دادند، همین طور مسائل داخل را عنوان کردند، امید‌هایی را که وجود داشت گفتند. همچنین به امام عنوان کردند که ذهنیت آن‌هایی که خارج از کشور هستند با جامعه ایران فرق دارد. حتی به امام گفتند که این تشکل‌ها می‌خواهند که آقای هاشمی در خارج بمانند ولی آقای هاشمی گفت که من نمی‌خواهم خارج بمانم. با وجود اینکه می‌دانم رژیم مرا دستگیر خواهد کرد ترجیح می‌دهم در داخل در آتش باشم اما امیدی برای ادامه نهضت باشم.»

او گفت:‌ «امام در پاسخ به آیت‌الله هاشمی گفتند امید من امثال شما و آقای بهشتی است. وقتی که آیت‌الله هاشمی به ایران بازگشتند دستگیر شدند و شدید‌ترین شکنجه‌ها را تحمل کردند، بعدا هم وقتی امام به ایران آمدند نماینده ایشان بودند.»

 


نظر شما :